مرکز زنده
اقتصادشدت: info
آیا بازارها دوباره در حال تجربه یک «دژاوو» در ماجرای آمریکا و ایران هستند؟
آمریکا و ایران خواستار توقف حملات نظامی شدهاند تا زمینه را برای دستیابی به یک توافق جدید آتشبس فراهم کنند.
امید به برقراری آتشبس، خوشبینی بازارها را در آغاز هفته جدید تقویت کرده است.
قیمت نفت با شکاف نزولی (Gap Down) باز شد، بازارهای سهام رشد کردند، فلزات گرانبها، بازده اوراق قرضه و ارزش دلار آمریکا نیز کاهش یافتند.
آیا این شرایط برایتان آشنا نیست؟
در واقع، این نخستین بار نیست که چنین وضعیتی را میبینیم.
در اواسط تا اواخر ژوئن نیز شرایط مشابهی رقم خورد و در نهایت به نخستین توافق آتشبس یا آنچه در آن زمان «تفاهمنامه» نامیده میشد، منجر شد. اما آن توافق عملاً نتیجهای نداشت و اکنون، تنها یک ماه بعد، دوباره به همان نقطه بازگشتهایم.
با وجود خوشبینی فعلی بازارها، همواره این هشدار وجود دارد که گاهی همین امید بیشترین آسیب را به همراه دارد.
معاملهگران و سرمایهگذاران به دنبال آرامش و کاهش تنش هستند و این موضوع در واکنش اولیه بازارها در آغاز هفته کاملاً مشهود است.
اما سؤال اصلی این است که آیا این بار این روند واقعاً دوام خواهد داشت؟
⭕️ بهتر است بار دیگر واقعیتها را بررسی کنیم؛
در حال حاضر، تنگه هرمز عملاً همچنان بسته است و با وجود تحولات آخر هفته، این وضعیت تغییری نکرده است.
دادههای رهگیری کشتیها نشان میدهد که طی روزهای گذشته تنها حدود یک تا سه شناور از این تنگه عبور کردهاند؛ موضوعی که عملاً از توقف کامل تردد حکایت دارد.
گزارشها همچنین نشان میدهد تنها نفتکشهایی که موفق به عبور شدهاند، نفتکشهای مرتبط با ایران یا حامل فرآوردههای داخلی این کشور بودهاند.
از سوی دیگر، از ۱۶ ژوئیه تاکنون هیچ کشتی حامل LNG نتوانسته از این مسیر عبور کند.
این در حالی است که وضعیت دریای سرخ نیز همچنان بحرانی است. در تاریخ ۲۶ ژوئیه تنها ۱۱ کشتی حامل کالا از تنگه بابالمندب عبور کردهاند، در حالی که در شرایط عادی روزانه بین ۶۰ تا ۸۰ کشتی از این مسیر تردد میکنند.
هرچه این وضعیت طولانیتر شود، واقعیت بازار جهانی انرژی بیش از پیش با واکنش فعلی بازارهای مالی فاصله خواهد گرفت.
به بیان دیگر، بازارها فعلاً رفتاری دارند که با شرایط واقعی عرضه انرژی همخوانی ندارد. همانطور که خرج کردن تمام پسانداز برای حفظ ظاهر، در نهایت مشکل را حل نمیکند، بازار نفت نیز دیر یا زود ناچار خواهد شد با واقعیت روبهرو شود.
علاوه بر این، باید در نظر داشت که ایران هرگز کنترل خود بر تنگه هرمز را کنار نخواهد گذاشت. از سوی دیگر، آمریکا و ایران همچنان بر سر موضوع هستهای و غنیسازی اورانیوم اختلافات بنیادین دارند.
ایران نیز اعلام کرده است که مذاکرات هستهای شامل موضوعاتی مانند غنیسازی، ذخایر اورانیوم و نیازهای هستهای این کشور خواهد بود.
توافق آتشبس نخست بدون آنکه حتی زمینهای برای آغاز مذاکرات هستهای ایجاد شود، پایان یافت.
مذاکرات بارها به تعویق افتاد، سپس به دلیل برگزاری مراسم تشییع جنازه متوقف شد و در نهایت نیز آتشبس فروپاشید. در مجموع، طی حدود سه هفته عملاً هیچ پیشرفتی در مذاکرات حاصل نشد.
تا این لحظه نیز هیچ تغییری در خطوط قرمز یا مواضع مذاکرهای دو طرف ایجاد نشده است.
بنابراین، پرسش این است که گام بعدی چه خواهد بود؟
به نظر میرسد راهبرد فعلی ایران همچنان خرید زمان باشد. تهران تلاش میکند ضمن حفظ وضعیت موجود، بیشترین امتیاز ممکن را از آمریکا و متحدانش دریافت کند.
در این چارچوب، مشغول نگه داشتن آمریکا و جامعه جهانی بخشی از این راهبرد است.
ممکن است مذاکرات بار دیگر از سر گرفته شود و ایران اعلام کند که تنگه هرمز را «دوباره باز خواهد کرد»، اما احتمال دارد چنین اقداماتی بیشتر جنبه نمایشی داشته باشد و صرفاً با هدف خرید زمان انجام شود؛ تا در ادامه، بهانهای برای فروپاشی توافق آتشبس بعدی پیدا شود.
